تکنولوژی

کنفرانس های توسعه دهندگان نقاط قوت و ضعف AAPL و MSFT را مرور می کنند

در چند هفته گذشته، دو کنفرانس توسعه دهندگان داشته ایم. ابتدا مایکروسافت بیلد و هفته گذشته کنفرانس توسعه دهندگان جهانی اپل (WWDC) برگزار شد. شاید فکر می کردید که هر دو رویداد یکسان هستند و بر توسعه دهندگان متمرکز می شوند.

اگر کلمه کلیدی ساتیا نادلا را در بیلد تماشا کنید، نمونه کتاب درسی نحوه ساخت کلمه کلیدی در کنفرانس توسعه دهندگان را خواهید دید. این برنامه بر مشکلاتی که توسعه دهندگان با آن مواجه هستند تمرکز می کند، راه حل های مایکروسافت را برای این مشکلات توسعه می دهد، و جلسات را در رویدادهایی که توسعه دهندگان باید در آن شرکت کنند، تبلیغ می کند. در مقابل، تیم کوک تنها چهار دقیقه از یک سخنرانی نزدیک به دو ساعته را برای توسعه دهندگان صرف کرد. بقیه این سخنرانی اصلی، اعلامیه طولانی محصولات اپل است.

اشتباه نکنید، پیشرفت‌های اپل واچ به تنهایی جالب بوده است، اما عمدتاً به توسعه‌دهندگان ربطی ندارد. اپل تمرکز توسعه دهندگان خود را تغییر داده است تا در عوض ما را نسبت به اشتیاق برای خرید چیزهای جدید متقاعد کند. به طور کلی، آنها نسبتاً ارزان بوده اند (اگر آسیب جانبی ناشی از عدم اجرای صحیح کلمه کلیدی را در نظر نگیرید)، طول عمر و عملکرد تجاری نسبتاً خوبی داشته اند.

فکر می‌کنم هر دو رویکرد کنفرانس‌های توسعه‌دهندگان، نقاط قوت و ضعف دو شرکت را به نمایش می‌گذارند، بنابراین فکر کردم جالب باشد که در این هفته در مورد این تفاوت‌ها صحبت کنم. ما با محصول هفته خود پایان خواهیم داد، یک Thunderbolt Dock جدید از HP که می تواند برای کسانی که لپ تاپ اینتل دارند و کارشان را بین خانه یا سفر و محل کار تقسیم می کنند، عالی باشد.

فرم بیش از تابع در مقابل تابع بیش از فرم

از نظر مالی، اپل و مایکروسافت موفق هستند، اما دو شرکت کاملاً متفاوت هستند که فناوری کاربر محور را به افراد مختلف می فروشند.

اپل بیشتر به کاربران نهایی می فروشد و بسیار به صورت عمودی یکپارچه شده است، و نشان می دهد که بهترین نمونه از مدلی است که وجود داشت و IBM در زمان شکل گیری آن را پذیرفت. اما درست همانطور که IBM در آن زمان انجام داد، اپل قانون مهم مدل قفل را فراموش کرد که «مشتریان خود را بدیهی نگیرید».

با این حال، برخلاف مخاطبان شرکتی که آی‌بی‌ام روی آن‌ها می‌فروشد، که عموماً مجبور به توجیه مالی تصمیم‌ها هستند، اپل به مشتریانی می‌فروشد که تمایل دارند برای مزایای نامشهود مانند وضعیت، هزینه بیشتری بپردازند. اپل همچنان کیس را ارائه می‌کند و مدل قفل آن تعویض پلتفرم‌ها را برای مشتری اپل بسیار دشوار می‌کند. تفاوت دیگر بین IBM قدیمی و اپل امروزی این است که اپل همیشه یک تجارت بزرگ بوده است.

تبلیغی که MacBook Air اولیه و Lenovo ThinkPad را با هم مقایسه می‌کند این را به خوبی توضیح می‌دهد:

بله، مک‌بوک ایر نازک‌تر بود، اما برای رسیدن به آنجا باید پورت‌ها و خنک‌کننده‌ها را قربانی می‌کرد، بنابراین پردازنده را خنثی می‌کرد و شما عملکردی را که برای آن هزینه می‌کردید، دریافت نکردید. محصول اپل چیزهای زیادی را برای کاربران به همراه داشت، اما زیباتر، سبک تر و به طرز شگفت انگیزی قابل حمل بود.

به عنوان یک شرکت توسعه دهنده، مایکروسافت بیشتر بر روی عملکرد تمرکز می کند تا فرم. او بیشتر به عملکرد علاقه دارد تا ظاهر. پاسخ آن به مک‌بوک‌ها، مجموعه‌ای از محصولات سرفیس است که تلاشی برای تأکید بر طراحی به جای قابلیت‌هایی مانند ThinkPad بوده است. بیشتر لپ‌تاپ‌ها بیش از حد کار می‌کنند، اما Surface Line واقعاً جاذبه را به شدت تحت فشار قرار می‌دهد.

تاریخی،…

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا